کوچه ی بمبست

 

فکر می کنم وقتی می نشینی و به انتهای کوچه ی بمبست می نگری تصاویر واضحی از دخترکان شهر را می بینی که گاه به گاه از این کو چه گذر می کنند. بعضی هاشان دائما در رفت و آمدند ولی بعضی ها باری به هر جهت از این کوچه می گذرند. نقش  غبار گرفته ی چندی از این دخترکان تو را به یاد طعم  گس غوره های  درخت عشق می اندازد. چشم هایت را می بندی و هی خوابهای فرانسوی می بینی و هی به موسیقی های عاشقانه فکر می کنی.  کم کم عشق برایت یک معمای بی جواب می شود وقتی باید برای کشف آن به تو جایزه ی نوبل داده شود.  اما در آن سوی پنجره دخترکی در شهر عشق می گوید می نویسد می خواند  خواب می بیند  تنفس می کند و هی به سادگیش لبخند می زند. اما تو همچنان معجزه را چوب خط می کشی و هی خواب های فرانسوی می بینی و سفرهایی به خاطرات دورادور وآن کوچه ی خاک گرفته بمبست می کنی.  

/ 4 نظر / 23 بازدید
harmamitr

نميدونستم خوابها هم مث كشورا طبقه بندي ميشن !!!

خواب ها می تونن خیلی جورهای مختلفی طبقه بندی بشن...اصلا زیبایی خواب به همینه!

مهدی

I guess Hafiz also had its own way of defining "LOVE----listen to these and you judge: http://www.youtube.com/watch?v=_lSEzBlOqRQ&feature=related http://www.youtube.com/watch?v=IRmuB6EZSMA&feature=related

SYAK

کوچه بن بست